تحلیل و پیشبینی قیمت آهن در روزهای آینده
امروز، چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴، بازار طلا روز خود را با یک سقوط قابل توجه آغاز کرد و هر گرم طلای ۱۸ عیار به کانال ۱۰ میلیون و ۲۶۰ هزار تومان عقبنشینی کرد. در نگاه اول، این خبر برای سرمایهگذاران بازار طلاست. اما یک پیمانکار یا فعال صنعت فولاد که در حال بررسی قیمت میلگرد در «آهن آرنا» است، چرا باید به نمودار طلا اهمیت دهد؟
پاسخ کوتاه این است: طلا و میلگرد، اگرچه یکی «پناهگاه امن سرمایه» و دیگری «کالای استراتژیک صنعتی» است، اما به واسطه دو نیروی قدرتمند یعنی دلار و تورم، سرنوشتی بسیار نزدیک به هم دارند. این مقاله به شما نشان میدهد که چرا نوسان بازار طلا، یک پیشلرزه برای بازار فولاد است.
قویترین و مستقیمترین حلقه اتصال طلا و میلگرد در اقتصاد ایران، نرخ ارز است.
۱. قیمتگذاری طلا: فرمول قیمت طلا در ایران ساده است: (قیمت انس جهانی × قیمت دلار در بازار آزاد). هرگونه نوسان در دلار، بلافاصله قیمت طلای داخلی را جابجا میکند.
۲. قیمتگذاری میلگرد: قیمت میلگرد شاید به اندازه طلا، لحظهای با دلار بازار آزاد تغییر نکند، اما هزینههای تولید آن به شدت به ارز وابسته است.
مواد اولیه: بخش زیادی از مواد اولیه کلیدی صنعت فولاد، مانند الکترود گرافیتی، فروآلیاژها و حتی گاهی قراضه، وارداتی هستند و با دلار محاسبه میشوند.
قیمتگذاری صادراتی: قیمت پایه محصولات فولادی در بورس کالا، اغلب با نرخهای ارز (نیمایی یا صادراتی) گره خورده است تا برای تولیدکننده، جذابیت صادراتی حفظ شود.
نتیجه: وقتی دلار نوسان میکند، هر دو بازار طلا و میلگرد ملتهب میشوند. دلار، دماسنجی است که همزمان دمای هر دو اتاق را نشان میدهد.

تورم، دومین دشمن مشترک این دو کالاست، اما از دو زاویه مختلف به آنها حمله میکند:
طلا (سپر تورم): در زمان تورم بالا، مردم برای حفظ ارزش پول خود، نقدینگی را از بانکها خارج کرده و به سمت بازارهای امن مانند طلا، سکه و دلار میبرند. این افزایش تقاضا، قیمت طلا را بالا میبرد.
میلگرد (قربانی تورم): میلگرد یک کالای تولیدی است. تورم یعنی افزایش هزینههای تولید. قیمت سنگ آهن، هزینههای حملونقل، دستمزد کارگران و مهمتر از همه، هزینههای انرژی (برق و گاز) که به شدت در حال افزایش هستند، مستقیماً قیمت تمامشده میلگرد را بالا میبرند.
بنابراین، وقتی ترس از تورم در جامعه زیاد میشود، هم تقاضا برای طلا (برای حفظ ارزش) و هم قیمت تمامشده میلگرد (به دلیل هزینههای تولید) همزمان افزایش مییابند.
در یک اقتصاد سالم و عادی، طلا و میلگرد باید رابطه معکوس داشته باشند:
رونق اقتصادی: وقتی اقتصاد در حال رشد است، ساختوساز زیاد میشود، پروژههای عمرانی فعال هستند، تقاضا برای میلگرد بالا رفته و گران میشود. در این حالت، مردم به آینده خوشبین هستند و پول خود را به جای طلا، در تولید و ساختوساز سرمایهگذاری میکنند (طلا ارزان میشود).
رکود اقتصادی: وقتی اقتصاد دچار بحران یا رکود میشود، ساختوساز متوقف شده و تقاضا برای میلگرد کاهش مییابد (میلگرد ارزان میشود). در عوض، ترس از آینده باعث هجوم مردم به سمت طلا (پناهگاه امن) میشود (طلا گران میشود).
اما چرا در ایران هر دو با هم گران میشوند؟
پاسخ در پدیده «رکود تورمی» است. ما همزمان هم ترس از آینده (که طلا را گران میکند) و هم تورم در هزینههای تولید (که میلگرد را گران میکند) داریم، در حالی که لزوماً رونق ساختوساز (که باید تقاضای میلگرد را بالا ببرد) وجود ندارد.

سقوط امروز قیمت طلا در ۷ آبان، ناشی از افت انس جهانی بود. اما اگر دلیل این نوسانات، تغییر در قیمت دلار یا انتظارات تورمی باشد، بازار میلگرد نمیتواند بیتفاوت بماند.
برای یک خریدار یا پیمانکار، قیمت طلا دیگر یک کالای لوکس نیست، بلکه یک شاخص هشدار است.
طلا یک پیشبینیکننده است: نوسانات شدید در بازار طلا (چه صعودی و چه نزولی) که ناشی از دلار باشند، نشاندهنده التهابی است که با فاصله کوتاهی به بازار فولاد نیز سرایت خواهد کرد.
مدیریت ریسک: پیمانکاری که امروز افزایش شدید قیمت طلا به دلیل جهش دلار را میبیند، باید بداند که این جهش، هزینه تولید میلگرد را در هفتههای آینده افزایش خواهد داد و باید برای مدیریت هزینههای پروژه خود سریعتر اقدام کند.
در نهایت، بازارهای طلا و میلگرد، دو روی سکه اقتصاد ایران هستند؛ یکی نشاندهنده «نگرانیهای سرمایهای» و دیگری بازتابدهنده «چالشهای تولید» است. هر دو به یک منبع مشترک (ارز و تورم) متصل هستند.
[برای اطلاع از آخرین و بهروزترین قیمتهای میلگرد، نبشی، ناودانی و تمام مقاطع فولادی، به صفحه قیمتهای سایت آهن آرنا مراجعه کنید.]